1) چند وقتیه که وقتی تک شاخه های سفید موهامو توی آینه می بینم یا نقطه های سفید روی چونه ام که بعد از رویش ریش، سفیدی خودشون را به هم نشون می دند دپرس می شم احساس پیری می کنم وفکر می کنم چقدر زود پیر شدم. هر چی به خودم نقب می زنم که هی رفیق موی سپید خوش تیپیه فایده نداره که نداره! حس بدیه وقتی که فکر می کنی این مه ها و ریشها که تا دو سال پیش سیاه بودند و حالا سفید، دیگه به رنگ اولیشون بر نخواهند گشت!
2) دیروز رفتم دفتر مهاجرتی دکتر خاضع برای مشاوره، برخوردشون خوب بود، خب پای پول وسطه ولی خوب حداقل اینها شعورش را دارند که مشتری مدار باشند! فکر کنم با همین ها قرارداد ببندیم اگر چه توضیحاتی که در مورد CLS دادند به نظرم یه خورده جنبه تبلیغاتی داشت ولی بازهم به نظرم عقلانی صحیح بود.
3) اونها معتقدند که قرارداد ببندید تا کارها را وکیل با نفوذی که داره جلو ببره تا فقط بمونه مدرک آیلتسو کار از قرارداد تا اخذ مدیکال 16 تا 18 ماه طول می کشه، واقعاً اغواء کننده است
4) من هنوز به میشولک در مورد وبلاگ چیزی نگفتم ولی روز تولدش که سوم خرداد هست بهش می گم یه برنامه هایی هم در نظر گرفتم خرید کیک، کادو که ا... خواهد بود و ... امیدوارم مثل پارسال نشه که یادم رفته بود، خیلی ضایع شد
5) پروژه تبدیل به احسن خونه به شکست نزدیک شد، خیلی سخته که آدم هر چی جلوتر می ره فکر می کنه موفق تره ولی به یه همچین جاهایی که می رسه می بینه خیلی عقبه، با همه امکانات و دانش و حقوق ماهیانه و البته تفکر فنی می بینی هنوز سر خط هم نیستی و البته هرچی فکر می کنی می بینی آینده روشنی هم برات متصور نیست!
متاسفم
الهی شکر این مسائل هست که باعث می شه در مهاجرتمون تردید به دل راه ندهیم
