۱۳۸۸ اسفند ۲, یکشنبه

انتظار و بازهم انتظار


امسال شب عید شب عید دیگری خواهد بود منتظر جواب اسسمنت هستیم، البته هرچی بهش فکر می کنم طولانی تر پیش می ره!!!
سعی می کنم اصلاً فراموشش کنم و برام مهم نباشه اما خوب راسیتش نمیشه، با این اوضاع و احوال داغون مملکت و برنامه ریزی که برای این پروژه عظیم نیاز هست بی خیال باهاش برخورد کرد.

۱۳۸۸ بهمن ۲۷, سه‌شنبه

برنامه ریزی و کتاب 504



برنامه ریخته بودم روزی یک درس از کتاب 504 Absolutely Essential Words یا به عباریتی دیگر هفته ای 5 درسش را بخونم اینجوری تا آخر سال تموم می شد اما ... یه شب کار پیش میاد یه شب مهمونی هستیم یه شب دیر میاییم خونه و ........
اصلاً توی زندگیم برنامه های زیادی ریختم ولی تقریباً از همشون عقب موندم!
البته برای این کتاب برنامه ریخته بودم روزی یک درس را که خوندم لغتهای درس روز قبل را هم دوره کنم، آخر هفته هم همه درسهای اون هفته را دوره کنم تا کاملاً توی ذهنم بمونه که متاسفانه دارم عقب می افتم.

۱۳۸۸ بهمن ۱۸, یکشنبه

خداحافظ آقای "ر"


2 ماه پیش خبری ناگهانی همکاران را شوکه کرد، آقای "ر" مدیر عامل شرکت، جای خودش را به آقای "ع" داد. بی جرات می توان گفت که شرکتی با بیش از 30 زیر مجموعه ناگهان دچار سرگیجه ای اساسی شد!
آقای "ر" مدیر عاملی موفق بود که در طی 10 سال شرکت "م" را به حد شرکتی بزرگ در استانداردهای جهانی و بالاتر از 10 در رنکینگ شرکتهای داخلی رساند، کسی هست که 5000 نیروی زیر دستش واقعاً و از ته دل دوستش داشتند و دارند، کسی که اجازه نداد فشارهای شدید ناشی از تحریم بر کار شرکت وقعی بگذارد، او بود که با احداث کارخانه‌جات و شعب و زیر شاخه های متعدد برای شرکت اسم و رسمی برای اون دست و پا کرد و اسم اون را به عنوان یک برند در سطح کشور و دینا معرفی کرد.
افسوس که تفکر کوته بین الف.ن اجازه استمرار و خود نمایی بیشتر را به اون نداد و وزیر جدید نیامده آقای "ر" را عزل کرد! روایت است وزیر سابق به خاطر عدم تن دادن به فرمان ا.ن برای برکناری آقای "ر" دوره وزارتش تمدید نشده است.
واقعاً جرا در مملکتی که کمبود مدیر موفق بیداد می کند باید جلوی پای همچین شخصی سنگ اندازی و دیوار کشیده شود؟!
حالا همه منتظرند تا شرکت "م" هم به سرنوشت شرکت صدرا دچار شود؟