۱۳۸۸ خرداد ۲۸, پنجشنبه

تاثیر حوادث اخیر در زندگی ما

تاثیر حوادث اخیر در زندگی ما
ما تصمیم داشتیم خونه مون را عوض کنیم آخه لعنتی سقفش دوباره آب داد انگار یه جوری با زبون بی بونی داره به ما میگه بابا بذارید برید دیگه از اینجا وقتشه الان.
از طرف دیگه فکر می کردیم میرحسین میاد تغییراتی توی سیستم وام دهی برای مسکن می ده اونوقت خونه یهو می کشه بالا و باز دوباره ما سرمون بی کلاه می مونه!
اما با حوادث اخیر ما دریافتیم که باید کلاً حواسمون را بیشتر جمع کنیم دیگه به اینجا فکر نکنیم و تمرکزمون روی اون طرف باشه!
الان مشکل اصلی مون آیلتس میشولکه (و در قدم دوم منه) و بعد CDR!
می خوام با ابی صحبت کنم و یکی را پیدا کنم که برام CDR را بنویسه چون من اصلاً وقتش را ندارم!
از دفتر خاضع هم زنگ زدند می گند چون شرایط شما خوبه سریع کارتون جلو می ره و تا دریافت آیلتس کلی کارتون جلو میافته!
ما تا چند روز پیش اولویت اولمون تعویض خونه و بعد اقدام برای مهاجرت بود ولی فکر کنم به زودی تصمیم بگیریم برعکسش کنیم.

این شرایط به کجا منتهی می شود؟

نوشتن چقدر سخته!

واقعاً فکر نمی کردم نوشتن یک صفحه یا در واقع به وجود آوردن یک مخلوق اینقدر سخت باشه، حالا فکرشا بکنیم ببینید خدا چی کشیده اینهمه آدم به وجود آورده!

خب حالا که هر بلاگری مطلبی توی سشایتش در مورد انتخابات گذاشته من هم به نوبه خودم یه مطلبی می ذارم که خالقش کسی نیست به غیر از خود من:

من از اول به این عقیده بودم که اگه میرحسین بیاد اون هم میشه یکی مثل خاتمی، فقط یه سوپاپ اطمینانه، برای اینکه یه چند وقتی مردم به یه آرامشی برسند تا بعد از اون دوره سیاه محمود مردم یهو فکر شورش و اعتصاب به سرشون نزنهو. همین طوری هم هست برادر یعنی اگه میر حسین اومد فکر نکنیم که حالا می تونی دست دوست دخترت را بگیری و با دست دیگرت قوطی آبجو یا ویسکی دست بگیری و توی خیابون ولی عصر قدم بزنی نه این جوری نیست. فقط شاید گشت ارشاد قیافه اش عوض بشه، دیگه شاید از هولوکاست چیزی نشنوی شاید هم تا یه چند وقتی اروپاییهای موطلایی بیشتر بیاند ایران همین در همین حد.

مطمئناً:

با آمریکا رابطه اقتصادی برقرار نخواهد شد.

اقتصاد ایران بر اساس همون نفت برنامه ریزی می شه

تورم یهو از 25% به 10% نمی رسه

خونه 60 متری من توی تهرانپارس به 100 متر در جای بهتر تبدیل نمی شه

پای اجناس چینی از این کشور بریده نمی شه

و ...

اما خب نهایتاً نتیجه انتخابات جوری بود که حتی خوشبین ترین هوادار اح.مدی نژاد هم فکر نمی کرد آمار اینجور ناشیانه! بیرون بیاد.

و حالا اعتصاب، تظا.هرات، راه.پیمایی، لبا.س شخصی، چماق، کتک کاری، حمله به کوی دانشگاه، فیل تر یتگ، تخریب اموال مردم، بسی.ج و .... اینها کلماتی هستند که هر روز می شنویم و منتظریم ببینیم چه اتفاقی جدیدی در اون روز میافته. این روزها اینقدر حواث تلخ دیدیم و شنیدیم که دیگه اعصاب برامون نمونده.

من به نوبه خودم فقط آرزومندم اینقدر جلو بره تا یکی از طرفین قدرت شکست بخوره اینجوری خون جوونایی که کشته شدند به هدر نمی ره. واقعاً پست فطرتیه، حمله به کوی دانشگاه به جوونهایی که آینده ساز این مملکتند و توی این مملکت با این شرایط سخت توی اون خوابگاه های فکسنی دارند زند گی می کنند (الان که یادم میاد حقم می گیره). خوابگاهایی که دانشجوها توی اتاقهای 4 نفره و 5 نفره زندگی می کردند اون وقت دیوارها را بالا می بردند روش ایرانیت می ذاشتند که یه وقتی خانومها از اون طرف این طرف را نبینند یا آقایون از این طرف اون ور را دید نزنند واقعاً قباحت داره.
من موندم این وضع تا کجا ادامه خواهد یافت، هنور دم میرحسین گرم که مثل خاتمی نزد گاراژ و یه جورایی از حق و حقوق مردم دفاع کرد اگر چه تا حالا هم به نتیجه نرسیده اما پته اشون را خوب انداخت روی آب. پس در انقلاب آسمانی با مردان آسمانی مثل محمود با اون قیافه ک.یری تقلب هم میشه؟ آره داداش می شه