۱۳۸۸ خرداد ۶, چهارشنبه

آنچه که من را از مهاجرت پشیمان خواهد کرد!!!

این موضوعی که توی وبلاگهای مختلفی در موردش صحبت شده اما نظر من:

1) مهمتر از هر چیزی آزادیه

آزادی نه اون چیزی که هر کاری که دلت خواست بکنی، به نظرمن آزادی یعنی اینکه هر کاری که دلت خواست بکنی به شرط اینکه "آزادیه دیگران را به خطر نندازی"

آزادی یعنی اینکه نگران نباشی اگه پلیس با اون قوطی که توی صندوق عقبه بگیرتت ممکنه چه بلایی به سرت بیاره، یعنی اینکه اگه با خانومت داری از جلوی گشت ارشاد رد می شی نگران نباشی که طرف نثل هاپو بهتتون گیر بده و .....

2) امنیت

امیدوارم:

یه روزی برسه که کسی نگران پارک کردن ماشینش حتی برای دو ساعت توی خیابون نباشه

اگه رفتیم پارک نگران مزاحم های دور برمون، چشمان حیض و دریده ولگردهای حشری، فروشندگان مواد مخدر و .... نباشیم

اگه همسرم یا خواهرم شب خواست بره بیرون نگرانش نباشیم

توی روزنامه نخونیم تجاوز دسته جمعی، گروگانگیری، آدم ربایی ، قتل، جنایت، رابطه نامشروع خیانت و ....

3) تورم

آقا مردم از بس نگران گرونی خونه، لوازم مصرفی روزانه، دارو و ... بودم واقعاً این ملکت داره به کجا می ره؟ هر چی هم می گذره با هر دولتی و جناح چپ و راستی بهتر که نمی شه هیچ بدتر هم میشه

4) پیشرفت

یه نمونه کوچیکش خونه است که خیلی ناراحتم که نتونستیم خونمون را تبدیل به احسن کنیم! با این تورم برای پیشرفت و آرامش در هر بخش از زندگی باید جنگید و این یعنی آرامش بی آرامش

5) ترافیک

بدون شرح فقط اینو بگم که داره منو دیوانه می کنه

6) ده ها دلیل ریز و درشت دیگر که حتی به یاد اوردنش هم منو دپرس می کنه

متاسفم که به بهبودی هیچ یک از موارد بالا امیدی ندارم!

پس به غیر از مهاجرت چارهای دگر نیست

۱۳۸۸ خرداد ۳, یکشنبه

تولد میشولک

امروز روز تولد بیست و هشت سالگی میشولکه
من هم با معرفی وبلاگ تولدشو بهش تبریک می گم:
میشولک عزیزم تولدت مبارک. ایشالله تولد سی سالگی ات در استرالیا

۱۳۸۸ اردیبهشت ۳۰, چهارشنبه

حس پیری

1) چند وقتیه که وقتی تک شاخه های سفید موهامو توی آینه می بینم یا نقطه های سفید روی چونه ام که بعد از رویش ریش، سفیدی خودشون را به هم نشون می دند دپرس می شم احساس پیری می کنم وفکر می کنم چقدر زود پیر شدم. هر چی به خودم نقب می زنم که هی رفیق موی سپید خوش تیپیه فایده نداره که نداره! حس بدیه وقتی که فکر می کنی این مه ها و ریشها که تا دو سال پیش سیاه بودند و حالا سفید، دیگه به رنگ اولیشون بر نخواهند گشت!

2) دیروز رفتم دفتر مهاجرتی دکتر خاضع برای مشاوره، برخوردشون خوب بود، خب پای پول وسطه ولی خوب حداقل اینها شعورش را دارند که مشتری مدار باشند! فکر کنم با همین ها قرارداد ببندیم اگر چه توضیحاتی که در مورد CLS دادند به نظرم یه خورده جنبه تبلیغاتی داشت ولی بازهم به نظرم عقلانی صحیح بود.

3) اونها معتقدند که قرارداد ببندید تا کارها را وکیل با نفوذی که داره جلو ببره تا فقط بمونه مدرک آیلتسو کار از قرارداد تا اخذ مدیکال 16 تا 18 ماه طول می کشه، واقعاً اغواء کننده است

4) من هنوز به میشولک در مورد وبلاگ چیزی نگفتم ولی روز تولدش که سوم خرداد هست بهش می گم یه برنامه هایی هم در نظر گرفتم خرید کیک، کادو که ا... خواهد بود و ... امیدوارم مثل پارسال نشه که یادم رفته بود، خیلی ضایع شد

5) پروژه تبدیل به احسن خونه به شکست نزدیک شد، خیلی سخته که آدم هر چی جلوتر می ره فکر می کنه موفق تره ولی به یه همچین جاهایی که می رسه می بینه خیلی عقبه، با همه امکانات و دانش و حقوق ماهیانه و البته تفکر فنی می بینی هنوز سر خط هم نیستی و البته هرچی فکر می کنی می بینی آینده روشنی هم برات متصور نیست!

متاسفم

الهی شکر این مسائل هست که باعث می شه در مهاجرتمون تردید به دل راه ندهیم

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۴, پنجشنبه

وکیل بله یا نه؟

بالاخره برای مهاجرت وکیل بگیریم یا خیر؟

این سوالی که از هر کی بپرسید مطمئناً پاسخ قطعی به شما نخواهد داد! اونقدر فاکتورهای اساسی و تاثیر گذاری است که هیچ دو نفری نظر یکسانی با هم خواهند داشت:

مهمترینهایی که من می تونم اسم ببرم اینهاست:

الف) بودجه، از نظر مادی در چه شرایطی هستید

ب) وضعیت خودتون: اگه کیس راحتی هستید نیازی به وکیل ندارید!

ج) وضعیت زبانتون: اگه اول کار هستید باید سایتهای مختلف به زبان انگلیسی را بخونید

د) چقدر دقت عمل دارید

ه) وقت هم خیلی مهمه کوچکترین اشتباهی ممکنه هزینه های مالی و البته زمانی به بار بیاره

و) وقتی هم که وکیل گرفتید اگه خوب انتخاب نکرده باشید تازه دردسرهاتون برای این پروسه دراز مدت شروع می شه

ز) انتخاب وکیل هم خیلی سخته، عضو MIA و MARA باشه، سوابق خوبی داشته باشه، پیگیر باشه، راحت بشه باهاش تماس گرفت، جوابتو بده و ....

ح) اینها تازه چیزهایی بود که من الان به ذهنم رسید ولی واقعاً فاکتورهای اساسی زیادی هست که من الان 2 ماه درگیرشم

اما در مورد خودمون:

من اول فکر می کردم چون شرایطمون خوبه نیازی به وکیل نیست اما بعد از گذشت چند وقت وقتی دیدم اینجوری هم وقت خودم خیلی گرفته می شه و هم یه ذره ریسکیه والبته وقتی برای چیزی پول بدی برات مهم میشه، تصمیم گرفتم خودمون را در برابر کار انجام شده قرار بدم تا وسط کار پشیمونی به همون دست نده! البته ما زمان خیلی برامون مهمه

پس از تحقیقات بسیار توی 3 تا سایت اطلاعات خودمون را وارد کردیم اما یکیش مربوط به ناصر شمیم، دانیال اسکندری و آخریش ناصر خاضع.

من در خصوص وکیل اطلاعات زیادی از سایتهای زیر آسمان استرالیا و migrant help به دست آوردم و پیشنهاد می کنم اگه کسی اطلاعات خواست یه سری هم به اونجا بزنه! اما اونجا آدم باید مواظب باشه که در اطلاعات ضد و نقیض بتونه به یه جمع بندی برسه و دچار سردرگمی نشه.

اما ما احتمالاً ناصر خاضع را انتخاب کنیم چون اولاً ابی باهاش قرارداد داره دوماً سایت به قول دوستان دینامیکه و خوبی که داره اینه که با یه user name و Password شما به مراحل کاریتون دسترسی دارین نو یازی نیست خیلی نگران اطلاعات ارسالی و نحوه و زمان ارسالش باشین. ما هفته آینده یه قرار مشاوره باهاشون داریم!

میشولک دیروز امتحان دوره آیلتس داد و قبول شد اما مشکل زمان دوره است 5 روز در هفته روزهای زوج 6 تا8 و روزهای فرد هم 4 تا 8 که اصلاً با کار میشولک جور در نمیاد!

قراره یه مشورت با ابی بکنیم و با دوستانی که آیلتس گرفتن ببینیم تا 3 ماه باقی مونده چکار می شه کرد!