نوشتن چقدر سخته!
واقعاً فکر نمی کردم نوشتن یک صفحه یا در واقع به وجود آوردن یک مخلوق اینقدر سخت باشه، حالا فکرشا بکنیم ببینید خدا چی کشیده اینهمه آدم به وجود آورده!
خب حالا که هر بلاگری مطلبی توی سشایتش در مورد انتخابات گذاشته من هم به نوبه خودم یه مطلبی می ذارم که خالقش کسی نیست به غیر از خود من:
من از اول به این عقیده بودم که اگه میرحسین بیاد اون هم میشه یکی مثل خاتمی، فقط یه سوپاپ اطمینانه، برای اینکه یه چند وقتی مردم به یه آرامشی برسند تا بعد از اون دوره سیاه محمود مردم یهو فکر شورش و اعتصاب به سرشون نزنهو. همین طوری هم هست برادر یعنی اگه میر حسین اومد فکر نکنیم که حالا می تونی دست دوست دخترت را بگیری و با دست دیگرت قوطی آبجو یا ویسکی دست بگیری و توی خیابون ولی عصر قدم بزنی نه این جوری نیست. فقط شاید گشت ارشاد قیافه اش عوض بشه، دیگه شاید از هولوکاست چیزی نشنوی شاید هم تا یه چند وقتی اروپاییهای موطلایی بیشتر بیاند ایران همین در همین حد.
مطمئناً:
با آمریکا رابطه اقتصادی برقرار نخواهد شد.
اقتصاد ایران بر اساس همون نفت برنامه ریزی می شه
تورم یهو از 25% به 10% نمی رسه
خونه 60 متری من توی تهرانپارس به 100 متر در جای بهتر تبدیل نمی شه
پای اجناس چینی از این کشور بریده نمی شه
و ...
اما خب نهایتاً نتیجه انتخابات جوری بود که حتی خوشبین ترین هوادار اح.مدی نژاد هم فکر نمی کرد آمار اینجور ناشیانه! بیرون بیاد.
و حالا اعتصاب، تظا.هرات، راه.پیمایی، لبا.س شخصی، چماق، کتک کاری، حمله به کوی دانشگاه، فیل تر یتگ، تخریب اموال مردم، بسی.ج و .... اینها کلماتی هستند که هر روز می شنویم و منتظریم ببینیم چه اتفاقی جدیدی در اون روز میافته. این روزها اینقدر حواث تلخ دیدیم و شنیدیم که دیگه اعصاب برامون نمونده.
من موندم این وضع تا کجا ادامه خواهد یافت، هنور دم میرحسین گرم که مثل خاتمی نزد گاراژ و یه جورایی از حق و حقوق مردم دفاع کرد اگر چه تا حالا هم به نتیجه نرسیده اما پته اشون را خوب انداخت روی آب. پس در انقلاب آسمانی با مردان آسمانی مثل محمود با اون قیافه ک.یری تقلب هم میشه؟ آره داداش می شه
